ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 | 31 |
نزدیک دو هفته است که به خاطر قولی که به همسر داده ایم در حال انجام پروژه برایشان هستیم و امروز دیگر باید نقشه ها را تحویل بدهم. آنقدر خسته ام که حالم از این نرم افزار لعنتی بهم می خورد.
خدایا، دیگه فکر کنم شروع شده ، هفته دیگر هم که یک پاورپوینت ارائه ، چکیده فارسی و انگلیسی و جدول زمان بندی باید ارائه دهم ، که از همین حالا عزا گرفته ام.
نمی دونم چرا بعضی وقت ها گفتن " اما من می تونم" اینقدر سخت می شه.
دیروز به خاطر سرگیجه هایی که مدتی است درگیرش هستیم رفتیم دکتر. آخر دیروز و پریروز خیلی شدید شده بود. فشارمان 10 روی 5 بود. همانجا ما را خواباندند و یک سرم و یک ب کمپلس.
همسر هم شب جگر و ماهیچه خریدند که "باید تقویت شوی".
الان خوبیم و راه می رویم ولی سر گیجه ها هنوز میهمان مایند.
این عکس هم شامل : شیرینی های فنجوی و ماگ مطرح شده در پست های قبل ،دوستان کوهنوردی ، و یک عدد فشارسنج ، برای ما که هی فشارمان افت می کند و همسر دیشب برایمان خریدند.
منم ی لیوان مث مال شما داشتم ولی الان نمیدونم کجاست..نمیدونم شاید شکسته شده
وای شکلکشو نیگا! چرا غصه می خوری؟
برو 6 تا خوشگلترشو بخر !
بعدم اینطوری شو!
همش از خستگیه من هم همین سردردو سرگیجه ها رو3ماهه دارم
هر دم از این باغ بری می رسد
ما هم که سی و سه را رد کرده ایم و کلا پر باریم گویا!
سلام
حق با شما بود
ایشون هم باید قدر شمارو بدونن!
سلام
فکر می کنه که من به جای کار پای نت وقت می گذرونم.
اصلا در مورد مقوله ای به نام استراحت و تفریح آشنایی نداره.
ممنون.
فعلا که عصبانی داره می یاد خونه. همین الان که گفتم یه جاهایی از پروژه به مشکل برخوردم، کلی قاطی کرد.
خوندید اون خاطره ای که براتون فرستادم؟ نظرتون چیه؟ اگه شما بودید به اون مورد فکر می کردید بعد از نتایج آزمایشات؟